خرید بک لینک
حاله ای از رنگ آبی در میان ماهی تابان

بگذار حس کنم، که تو با منی از سرآغاز تا سر انجام

نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم شهریور ۱۳۹۶ساعت 14:0  توسط shayan shayesteh

برچسب: پایانی,نداردآبی, نویسنده: نرگس میرزاپور تاريخ: جمعه 7 مهر 1396 ساعت: 5:16

در خیالی گنگ و مبهم
در اتاقش ،خود را از خودش پنهان کرده بود
ترس از چه داشت!، مادرش فقط دعا می کرد که فرزندش از این حال و احوال در آید ،او چه می دانست که دیگر به حال طبیعی برگشتن فرزندش نوعی از مهالات به حساب می آید..

نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم شهریور ۱۳۹۶ساعت 14:0  توسط shayan shayesteh

برچسب: نویسنده: نرگس میرزاپور تاريخ: جمعه 7 مهر 1396 ساعت: 5:16

..بعد از کلی تلاش برادر کوچکش در اتاق را باز کرد
صحنه ای سخت بود او مرده بود
در لحظه ای شُک بر انگیز نمی توانستند که تشخیص دهند او خود کشی کرده و یا عامل دیگری باعث مرگ وی شده است، سریعا با تماس به اورژانش رها را رساندند به بیمارستان، بعد از چند دقیقه شُک به رها که شاید چند درصد امکان برگشتش وجود داشته باشد، دکتر مربوطه مرگ وی را تایید کرد..

نوشته شده در جمعه بیست و چهارم شهریور ۱۳۹۶ساعت 14:0  توسط shayan shayesteh

برچسب: نویسنده: نرگس میرزاپور تاريخ: جمعه 7 مهر 1396 ساعت: 5:16

..مدتی از مرگ رها می گذشت که مادرش از اتاقش یک کاغذ پیدا کرد که حرف هایی از جنس رهایی که آنها می شناختند نبودنوشته هایش را به امیر برادر کوچک رها داد که بخواند..به نام خودکه تلاش کرده امرِسَم به خدای خود من رها دختری دگرگون احوال به جنون رسیده ام، یا خود خود را کُشَم و یا خدای خودبا اجازه میخوام راحت حرف بزنم، مامی اجازه میدی؟!رهات به ته خط رسیده ،شبا کابوس می بینمفکر می کنم کسی می خاد منو بکشه

برچسب: نویسنده: نرگس میرزاپور تاريخ: جمعه 7 مهر 1396 ساعت: 5:16

..مرگ رها، سخت مادر رو شکسته کرد و ۲ سال بعد مادر فوت کرد امیر دیگر امیدش را از دست داده بود و معین برادر بزرگش هم، معتاد در خیابان های شهر پرسه میزد رها شروع نکرده بود!!فقط به پایان رسانید خود را شروعش ناپدری بود که بر سر خانواده بود بعد از درگیری های پیش آمده رها تمرکز خودش را از دست داده بود ،امیر و معین به زور طلاق مادر رو گرفتندولی رها هنوز که هنوزه رفتار های ناپدری اش جلوی چشمانش بود، مث

برچسب: نویسنده: نرگس میرزاپور تاريخ: جمعه 7 مهر 1396 ساعت: 5:16

صفحه بندی